|
جوابيه هاي من به برخي مقالات ، سخنراني ها و هر چه که قابل جواب باشد.
|
كاري كه هلالي كرد !

حدود یک ماه است که خبر فیلم هلالی با یکی از مخدرات هنگام كشيدن ترياك يا قليان پخش شده است .
بیان چند نکته خالی از لطف نیست :
۱. حاج عبدالرضا هلالی مداح معروفی است که بسیار علاقه دارد با لحن موسیقیهای لس آنجلسی مداحی
کند . او که از شاگردان حاج منصور به شمار مي آيد ، امروز كاملا مبغوض استاد قرار گرفته است به
طوري كه حاج منصور ، خواستار قطع ارتباط مداحان با هلالي شده است .
۲. سايت هاي ضد انقلاب بر اين فيلم مانور دادند كه به به ! حزب اللاهي ها هم آره ! و گفته اند كه
مداح استشهادي چه كارهاي با حالي مي كند . اما از همه بيشتر فرشاد ابراهيمي سخن پرانده كه مداح
بيت رهبري چنين است و چنان و كلي غرض ورزي هاي ديگر و به قول خودش افشاگري . به هر حال
اين جريان ها حسابي ازين فيلم سوء استفاده كردند.
۳. در نظر هلالي اين زن صيغه و يا زن دوم است . اما چه كسي چنين فيلمي را پخش كرده است :
الف. طرفداران الله كرم ، كه بسيار دشمني با هلالي دارند و پس از پخش اين فيلم حسابي در ميدان ولي
عصر ، هلالي را كتك زدند .
ب. زن اول هلالي كه خواسته يك انتقام جدي از شوهرش بگيرد و كاملا او را بي آبرو كند .
ج. معاندين نظام كه مي خواهند يك مداح انصار حزب الله را بدنام كنند !
د. چند تا تخس و بي كار كه حال كرده اند يك حالي از هلالي بگيرند !
۴. هلالي اين قطعه فيلم چند ثانيه اي را تكذيب نكرده و با صحه گذاشتن بر اين تصاوير ، خود را به لجن
بي آبرويي انداخت . و دل خيلي ها را شاد كرد و خيلي هاي ديگر را عصباني و يا حتي ناراحت .
۵ . هلالي يك مسلمان است و حفظ آبروي او واجب . بنا بر اين من نه عكس هلالي با ليدا خانم در
فيلم را گذاشتم ، نه لينك به فيلم ۸ ثانيه اي . خودتان زحمت بكشيد و فيلم را پيدا كنيد و ببينيد .
۶ . ( يك نكته امنيتي : ) اگر مي خواهيد با يك خانم به طور آزاد و راحت قليان يا ترياك بكشيد ، مواظب
فيلم برداشتن با موبايل باشيد تا روزي پخش نشود !
۷ . خدا همه ما را از همه وسوسه ها حفظ كند .
علمای مشهد و جنگ لبنان

نزدیک یک ماه از جنگ لبنان و نیروهای اسرائیلی می گذرد . شیعیان جنوب ، هر روز به خاک و خون
کشیده می شوند . شیعیانی که می توان گفت بهترین شیعیان جهان هستند .
یکی از دلخراش ترین صحنه های جنگ ، کشتار قانا بود که سفاکی رژیم صهیونیستی را به روشنی
نشان داد . ...
اما همه اینها و کشتار شیعیان مظلوم لبنان ، باعث نشد که علمای مشهد بیانیه بدهند !
منظور من از علما ، مدرسین خارج هستند که غالبا آنان را مجتهدین تشکیل می دهند . تنها از میان علما
آیت الله سید عز الدین زنجانی بیانیه دادند . ( که تاثیری در سطح شهر و حوزویان نداشت .)
بیانیه ندادن در مورد کشتار در فلسطین یک توجیه دارد . آنهم سنی بودن آنهاست . و علمای مشهد با
قضیه وحدت اسلامی ، میانه خوشی ندارند .
اما نسبت به لبنان ، فرمانده جنگ ، فرزند حضرت زهرا (س) و شیعه خالص است ، نه یک سنی ناصبی !
می توان دلیل اقدام نکردن علمای مشهد را دراین موارد جستجو نمود :
۱. پس از فوت آیت الله فلسفی ، پایگاه علما در مشهد تضعیف شده است و محوریت یک شخص در علما
از بین رفته است . بنا بر این ، علما تاثیری برای بیانیه دادن نمی بینند .
۲ . برخی قائلند که در مشهد علمایی وجود ندارد ! این اشخاص تنها "مدرسین " خارج هستند . برای
اینگونه قضایا در جهان اسلام و تشیع ، بیانیه دادن ریاست عالی حوزه علمیه مشهد و شورای محترم
برنامه ریزی ، کافی است .
۳ . قبل از انقلاب ، اشخاصی مانند آیت الله خامنه ای و آیت الله طبسی و شهید هاشمی نژاد ـ که از
مدرسین جوان و به نام حوزه بودند ـ فعالانه می کوشیدند که در مواقع حساس ، به پیش علما رفته و
با ایجاد هماهنگی ، باعث شوند که آنان بیانیه ای موثر صادر کنند .
نبود چنین واسطه های موجهی میان علما ، امروز بسیار محسوس است . انتظار می رفت که امام جمعه
مشهد با تواضع ، زمینه را میان علما برای بیانیه دادن ایجاد می کرد .
۴ . با اطلاعیه های مراجع مختلف در مورد لبنان ، چنین احساسی در علما به وجود آمده که دیگر
تکلیفی متوجه آنان نیست . از طرف مرجعیت و حوزه اقدام شده است و اگر تاثیری هم باشد از جانب
آنهاست .
بیانیه دادن اگر هم واجب باشد ، واجب کفایی است و من به الکفایه الحمد لله موجود است !
سخن آخر اینکه علمای مشهد الگوی جامعه متدینین شهر به حساب می آیند و ای کاش آنان بیانیه
می دادند و اعلام می کردند که مشهدی ها اگر بی بخار هستند این انگ مشهور بر متدینین شهر همیشه
صادق نیست !
روشنفكران ، سران عرب و جنگ لبنان

۱- به نظر مي رسد تعريف دقيقي از روشنفكري وجود ندارد .
خصوصا روشنفكري در ايران . اما مي توان گفت روشنفكري دو
خصوصيت كلي دارد : نو انديشي و حركت نكردن در فضاي حاكم بر
جامعه و ديگر ساكت ننشستن و جرا ت در بيان نظرات .
۲- بيشتر از ده روز است كه شاهد جنگي نا برابر در لبنان هستيم .
حزب الله ، نه توپخانه دارد ، نه جنگنده اف ۱۶ ، نه تانك و نه بالگرد
و ناوچه . اما ارتش اسرائيل با تمام تجهيزات مدرن خود به جنگ
برخاسته است .
۳- در جنگ شش روزه اعراب با اسرائيل ، با وجود آنكه قدرت نظامي
اعراب بيشتر بود ، با ذلت تمام ، اعراب به شكست اعتراف نمودند و
صحراي سينا به آساني به اشغال نيروهاي اسرائيلي در آمد .
۴- انسان هاي آزاديخواه در كشورهاي مختلف بدون توجه به
دولتمردان ، به كشتار بي رحمانه اسرائيل اعتراض كردند . حتي
فيلم سازان بيانيه صادر نمودند .
۵- سران عرب ، عافيت طلب ترين انسان هاي روي زمين هستند .
آنان از اينكه رهبري جريان بيداري عرب ها را ، يك روحاني شيعي
به دست گيرد ، كه روابطش نيز با ايران بسيار خوب است ، هراس
زيادي دارند . آنان تصميم گرفته اند به شدت از اين روند جلوگيري كنند
، حتي اگر سوخت جنگنده هاي اسرائيل را تاًمين نمايند !
اما مي رود كه سيد حسن نصر الله با قدرت و مديريت ، رهبر بلا منازع
جامعه عربي گردد .
۶- كشته شدن زنان و كودكان بي دفاع در لبنان ، دل هر انساني را
مي آزارد . اما چرا روشنفكران ايراني ـ اين ، نو انديشان پر جرات ـ
چنين سكوت اختيار كرده اند ؟!
به نظر مي رسد دو عامل وجود دارد :
اول آنكه روشنفكران پس از انقلاب ، در نقد حكومت و مباني فكري آن
بسيار كوشيده اند و هر چه را كه حكومت بپسندد ، سخت نا پسند
مي پندارند . مسئله فلسطين و لبنان چون به نظر آنان حكومتي شده
است ، پس دفاع از مظلومان لبنان ، دفاع از حكومت قلمداد مي شود !
ديگر آنكه روشنفكران اساًساً خشونت را امر زشتي مي دانند و
خواهان صلح و صفا در كل جهان هستند . جنگ لبنان نيز مصداقي
از خشونت است و روشنفكران را با خشونت چه كار ؟! آنهم خشونتي
كه با ايدئولوژي آميخته باشد !
( نمي دانم اگر فرزند روشنفكري را جلوي چشمانش ، سر ببرند آيا
روشنفكر ما تنها نظاره مي كند ؟ شايد هم رويش را بگرداند ! چون
روح لطيفي دارد ! )
۷- نتيجه : مردم تركيه و آرژرانتين و ديگر كشورها حتماً وابسته به
حكومت ايران هستند كه از حزب الله حمايت مي كنند !
و آيت الله سيستاني كه در حمايت از مردم مظلوم لبنان بيانيه صادر
مي كنند ، از ايران خط مي گيرند !!
و روشنفكران ايراني براي آنكه تهمت حكومتي بودن بر آنان زده نشود
تنها آمار كشته شد گان مردم لبنان را پي مي گيرند و شايد هم از از اين
همه كشتار خسته شدند و به خواب ناز فرو رفته اند !!
شركت در نظرسنجي CNN عليه اسرائيل
ترجمه تقريبي سوال : آيا جنگ اسرائيل عليه لبنان توجيه دارد ؟
NO
از سید جواد ذاکر تا آیت الله سیدان

۱. سید جواد ذاکر ، مداح محبوب و مبغوض پس از ۴۰ روز مرگ مغزی دار فانی را وداع گفت. مداحی که
دشمنی او با حاج منصور ارضی تا آنجا پیش رفت که این دو در صحن گوهرشاد با هم دعوای مفصلی
کردند.
مداحی که آیت الله مکارم شیرازی تکفیر مشروط او را حکم داد.
جوانانی که می خواستند انرژی خودرا در غیر از پارتی صرف کنند چون سخت به دین علاقه زیادی نشان
می دادند ( سختی آن از نوع غلو به ائمه ! ) به مداح مرحوم علاقه وافری داشتند. کسانی که خود را
دیوانه می پنداشتند و از دیوانه بودن خود لذت عجیبی می بردند !
به هر حال خدایش رحمتش کناد. سید ذاکر می رود تا خود از زبان حضرت زهرا ( س ) بشنود که گفتن
لا اله الا زهرا حکمش چیست ؟! رفتن به بهشت یا جهنم ؟!
.............................................................................................................

۲. با خبر شدیم که آیت الله سیدان طی یک دیدار خصوصی به صورت صرف ناهار در خدمت
آیت الله خامنه ای بوده اند. جلسه بسیار صمیمانه گزارش شده است و هر دو بزرگوار خشنود و راضی
از این جلسه.
شنیده شده است که آیت الله سیدان به رهبری گفته اند : من برای هر نوع خدمتی آماده ام .( نقل به
مضمون )
به نظر می رسد فوت آیت الله فلسفی و روی کارآمدن احمدی نژاد مکتبی ، سبب گردیده تا
آیت الله سیدان با آزادی بیشتری نظرات خود را بیان کنند و هرگونه تمایل داشتند رفتار نمایند.
( چه انجمنی ها را خوش باشد یا نباشد ! )
نامزدی خبرگان ایشان نیز ، نقل محافل است. این دیدار صمیمانه می تواند این گمانه زنی را تقویت کند.
البته آیا آیت الله سیدان نگاهی به حامیان غیر انقلابی خویش ، برای این تصمیم دارد یا خیر ؟!
شاید گذر زمان معلوم کند .
اصول فقه و صلاحیت های شورای نگهبان
اعضای شش نفره فقیه شورای نگهبان ، همگی دانش اصول فقه را به گونه ای استادانه در چنته دارند تا
نسبت به بررسی نظرها و آدم ها به صورت دقیقی آن را اعمال کنند.
صلاحیت های حضرات گرام در مورد مجلس هفتم و انتخابات نهم نسبت به داوطلبین ، شور و غوغایی در
فضای سیاسی کشور پدید آورد و تا آنجا پیش رفت که آیت الله خامنه ای آنان را امر فرمود تا در نظرگاه های
خود تجدید نظر کنند.
که البته افاقه ای نکرد و این فقیهان اصول دیده این امر را ارشادی گرفته و به حکم عقل خود رجوع کردند
که ولی فقیه به مجتهدان امری مولوی ننموده تا آنها تعبدا امتثال کنند.
دید گاه فقهای اصولی ( به ویژه آنکه در برخی وصف اصولی پررنگ تر است مانند شیخ صادق
لاریجانی ) در صلاحیت ها بر این مدار است که بایستی صلاحیت احراز شود و اگر چنین احرازی رخ نداد
داوطلب محترم رد صلاحیت می شود.
تا بدین جا مطلب بیشتر رنگ ژورنالیستی بخود گرفته است. اکنون کمی مایه اصولی آنر می افزاییم. ( با
پوزش از کسانی که احیانا اصول فقه نخوانده اند ! )
اگر احراز صلاحیت ، ملاک حکم ورود در عرصه انتخابات است ، با شک در صلاحیت شخص ، اصل
عدم صلاحیت جاری می شود. که بر اساس آن شخص رد صلاحیت می گردد. ( این را بدانیم که
اصولیان با دقت بیشتری نسبت به احراز عناوین برخورد می کنند و شک و اصول جاری بر آن ، همواره در
علم اصول مطرح است و بخش عظیمی از اصول بدان اختصاص دارد. )
البته این اصل عدم ، می تواند نسبت به مواردی خاص تعارض کند . آنجا که شخصی در دوره های پیشین
رای به صلاحیت وی داده شده است ، که با شک در صلاحیت وی در زمان کنونی ، صلاحیت استصحاب
می شود. ( اما این استصحاب ممکن است اصل مثبت باشد. چرا که لازمه آن چنین است که این فرد با
صلاحیت است. استصحاب ، لوازم غیر شرعی خود را ثابت نمی کند . )
اما اگر ملاک در صلاحیت ها ی فقهای اصولی ، نبود مانع در صلاحیت فرد باشد ، با شک در صلاحیت ،
استصحاب عدم مانع جاری می شود و فرد دارای صلاحیت می شود .
به نظر می رسد این نظر همان امر آیت الله خامنه ای به در پیش گرفتن احراز عرفی است.
حالا ما هستیم و انتخابات خبرگان که این چیره دستان در علم اصول ، با کسانی که خود را مجتهد می دانند
چگونه برخورد می کنند و کدام مبنای اصولی را اساس صلاحیت های خود قرار می دهند.
به نظر می رسد مجتهد در مقابل مجتهدی دیگر ، مبنایی را اتخاذ کند که به عدم صلاحیت نزدیک تر باشد !
الله اعلم !
( اصول خوانده های محترم نظرات اصولی خود را از ما دريغ نکنند! )

يك جلسه و چند تأمل
نظرها و سخن ها پيرامون مشاوران رئيس جمهور زياد است.
برخي آنها را كم اطلاع و برخي خود محور مي دانند. خودم نيز
نظراتي دارم. اما مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت را نمي
شناختم و هيچ نظري نسبت به او نداشتم، حتي عكسي هم از او
نديده بودم.
مشاوري كه در حوزه فكري من قابل توجه است. كسي كه بيانگر
ديدگاه رئيس جمهور نسبت به روحانيت و حوزه به حساب مي آيد.
مانند هر شب جمعه جلسه داشتيم. اما اين بار متفاوت ! جلسه ويژه
حلقه علمي افق با حجه الاسلام سقاي بي ريا مشاور رئيس جمهور
در امور روحانيت. امام جمعه سابق تگزاس وشاگرد خلف آيت الله
مصباح و اكنون پل ارتباطي استاد و رئيس جمهور. رئيس جمهوري
كه مديون زحمات استاد است و خواهد بود !
با سه ربع تاخيرِ آقاي مشاور، جلسه تشكيل شد. حجه الاسلام
مجتبي الهي خراساني رئيس مجمع فقه و مباني اجتهاد، معاون
آموزش دفتر تبليغات اسلامي مشهد و پدر معنوي حلقه علمي افق؛
حجه الاسلام دعايي شاگرد آيت الله مصباح، نماينده غير رسمي استاد
در مشهد و سخنران قبل از نطق انتخاباتي احمدي نژاد و حجه
الاسلام درايتي استاد حوزه و مؤسس سايت شيعه سرچ، افرا د
بزرگتر جلسه بودند.
بگذريم كه پس از معرفي حلقه علمي افق توسط آقاي مجتبي الهي،
مشاور محترم برجك همه ما را فروريختند ! ايشان بلافاصله گفتند :
خوب، شما الان چند تا مجتهد مسلم داريد؟ [!]
بگذريم كه آقاي الهي دوباره اهداف تشكيل حلقه علمي را بيان كرد و
ليست مقالات نوشته شده توسط اعضا را نشان ايشان داد. اما
مشاور محترم جملاتي را گفتند كه آقاي الهي مجور شد تا بگويد
آيت الله سبحاني، دكتر واعظي و ديگران از اين حلقه علمي تعريف
كرده اند و گفته اند حتي در قم چنين جلساتي نيست.
بگذريم كه آقاي الهي گفت بگذريم و ايشان نگذشتنند !! و گفتند : مقام
معظم رهبري به مسئولان دفتر تبليغات اسلامي گفنتند كه به
پشتوانه وزيني كه آيت الله مصباح است متصل شويد [!] و شايد كه
آقاي الهي در دل خود گفت اما رهبري نگفتند كه مؤسسه پژوهشي
امام خميني پشتوانه تئوريك نظام است ! و البته رهبري اسمي از
پشتوانه بودن حضرت استاد براي دفتر تبليغات نبردند !
اما يك نكته براي من روشن شد كه گام برداشتن به سمت پژوهش
در فقه و مباني اجتهاد و در جستجوي افق هاي تازه آن، با درس
خارج ( بالاترين سطح آموزشي حوزه ) ، شوراي استفتاي مراجع و
پرورش مجتهدِ مسلّم كاملاً متفاوت است. البته نمي دانم كه اين
نكته براي بقيه نيز روشن شد يا خير؟!
ايشان درباره اهداف دولت و وظايف مشاور امور روحانيت سخن
گفتند و در آخر به پرسش ها پاسخ دادند.
( پرسش هايي كه روح برخي از آنها اعتراض به اين بود كه با
وجود حضرتعالي، طرح رئيس جمهور و مخالفت با مراجع چگونه توجيه
مي شود ؟! )
من اصلاً قصد گزارش جلسه را ندارم، تنها گزيده اي ازجملات
ايشان را نقل مي كنم و هيچ نظري هم نمي دهم!
( البته بين من و ايشان چند جمله اي، اصطكاك لفظي صورت
گرفت ! ) فقط خودتان برخي جملات را با برخي عملكرد
رئيس جمهور محترم مقايسه كنيد. نتيجه گيري هم نكرديد عيبي ندارد !
( بعضي جملات عين الفاظ است و برخي مضمون آنها )
ـ هدف دولت، پياده كردن احكام اسلام است.
ـ حوزه بايد بگويد اسلام چيست.
ـ نظر دولت چنين است كه براي لوايح، مشاوره ديني بايد انجام شود.
ـ اهداف دولت از اهداف اسلام جدا نيست.
ـ به حوزه و روحانيت گفته نشده كه در اينجا وارد شويد و در
جاي ديگر وارد نشويد.
ـ حوزه از دولت جدا نيست. نظر رئيس جمهور اين است كه ما خود
را از حوزه جدا نمي دانيم.
ـ با نامه آقاي احمدي نژاد به بوش، مردم امريكا يكدفعه از خواب
بيدار شدند.
ـ بايد برسي كرد كه پس از نامه، محبوبيت بوش چه تغييري كرده
است.
ـ مقام معظم رهبري نامه را تصحيح و نكاتي را اضافه كردند.
ـ [ در باره طرح رئيس جمهور نسبت به حضور زنان در ورزشگاه،
آقاي احمدي نژاد ] جهل به حكم و مسئله شرعي داشت. ما با ايشان
مباحثه طلبگي مي كرديم، اما براي ايشان جا نمي افتاد. مي گفتند
اگر ما بدانيم كه شرعي نيست متوقف مي كنيم.
ـ شان نزول ما يكيش همين بود كه نظرات مراجع را منعكس كنيم.
ـ اختلاف در نظر مراجع وجود دارد، بايد نظر رهبري را مبناي كار
خود قرار داد.
ـ به هر حال [حكم شرعي ] مورد غفلت واقع شد.
ـ [ سؤال : آيا بهتر نبود كه قبل از اين طرح، مشاوره ديني صورت
مي گرفت تا اين اتفاقات نمي افتاد؟ جواب : ] حالا كه افتاد، خوب
حالاكه چي ؟


حجاب ، تأملات فلسفي ، عريان در خيابان ، حيوانات و ....